X
تبلیغات
مسائل فرهنگی جهان معاصر - مینیاتور

مقدمه

«مينياتور» در لغت به معني كوچك‌تر نشان دادن است. اين كلمه در اصل يك لغت خارجي است و نيمه اول قرن حاضر در زبان فارسي امروز مصطلح گرديد كه در معناي واقعي به مينياتورهاي ايراني يا كشورهاي ديگر منحصر نمي‌شود، بلكه هر شيء هنري ظريف و ريز كه به هر سبك و شيوه‌اي ساخته شده باشد، مينياتور ناميده مي‌شود. در حال حاضر در ايران به نقاشي‌هاي ايراني، چه قديمي و چه جديد، كه از سبك و روش غربي پيروي نكرده و داراي خصوصيات نقاشي سنتي باشد، مينياتور مي‌گويند. و اين موضوع به صورت يك غلط مصطلح پذيرفته شده است.

مینیاتور

مينياتور از بغداد شروع شد و پس از بغداد مراكز اين هنر ايراني به تبريز و اصفهان و شيراز و هرات انتقال يافت كه هر يك ويژگي‌هاي خاص خود را داشت، به طور كلي مينياتور در دوره تيموريان (قرن نهم) به اوج كمال و رونق رسيد. در نقاشي مينياتور، تصاوير شباهتي با عالم واقع ندارند. حجم و سايه روشن هم به كار نمي‌رود و قوانين مناظر رعايت نمي‌شود. هنرمند به كشيدن پيكرهاي انساني تأكيد چنداني ندارد. بلكه علاقه او بيش از هر چيز به كشيدن لباس‌هاي فاخر بر تن شخصيت‌هاي خود است و گاهي براي نشان دادن شكل خاص پوشاك، دست و پا را مي‌پوشاند. حتي گاه قامت را بلندتر نشان مي‌دهد تا بهره‌گيري از امتياز قباي بلند ميسر شود. در مينياتور چهره افراد بيشتر در سنين جواني ترسيم شده است كه اين چهره‌ها به آدمك‌هاي بدون جنسيت شباهت دارند. اما در چهره‌هاي پير اين‌گونه بي‌جنسيتي وجود ندارد. در اغلب تصاوير، آفتاب بهاري مي‌درخشد. درختان ميوه، اغلب مملو از شكوفه‌و برگ‌است. اما گاهي هم با درختاني عاري از برگ روبه‌رو مي‌شويم. اسب‌ها نيز اغلب از پهلو ديده مي‌شوند و  به ندرت مي‌توان اسبي را از روبه‌رو و يا پشت مشاهده كرد. هنرمندان در كنار نقاشي مينياتور، طراحي به شيوه قلم‌گيري را نيز انجام مي‌دادند و براي آن ارزش خاصي قائل بودند. اين طرح‌ها را مجموعه‌اي از خطوط منحني كوتاه و بلند، در نهايت ظرافت و زيبايي تشكيل‌مي‌دهند كه گاهي با استفاده از يك يا دو رنگ، همراه با رنگ طلايي، اثر به پايان مي‌رسد. با نگاهي به اين طرح‌ها مي‌بينيم كه عنصر خط و حالت‌هاي مختلف آن، بر رنگ ترجيح دارد. قديمي‌ترين اين طرح‌ها كه با قوانين نقاشي‌هاي مينياتور  منطبق است به دوران مغول و تيموريان مي‌رسد. در طراحي اين هنرمندان خطوط گويي مي‌خواهند حركت كنند. ظاهراً به جهت معيني مي‌روند و چيزي را نشان مي‌دهند. خم مي‌شوند، برمي‌خيزند و يا گرد هم مي‌آيند. در همه حال چشم در تعقيب آن‌هاست و نمي‌تواند از حركت باز ايستد. اين خطوط گاهي به صورت مارپيچ در فضاي بالا، ابر را القا مي‌كنند و گاه به صورت منحني‌هاي كوتاه و بلند مطرح مي‌شوند. اين حركت نه تنها در طراحي، بلكه در آثار هنري ما نيز به چشم مي‌خورد.

در حال حاضر در ایران به نقاشی های ایرانی، چه قدیم وچه جدید، که از سبک و روش اروپایی پیروی نکرده و دارای خصوصیات نقاشی سنتی باشد، مینیاتور گفته می شود و این موضوع به صورت یک غلط مصطلح پذیرفته شده است. در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. البته گاهی هم چهره ها به صورت نیم رخ و به ندرت از پشت سر، تصویر شده است. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.

با بررسی نقاشی های بدست آمده از ادوار مختلف، می بینیم که در ابتدا، تفاوت زیادی بین جامه ی مرد و زن دیده نمی شود. تا این که در زمان شاه عباس صفوی قباهای بلند و گشاد، جای خود را به نیم تنه های کوتاه چین دار می دهد. این قباها که بلندی آنها تا بالای زانو می رسید، غالباً با پوست، لبه دوزی می شد و روی آن کمربند می بستند. در این ایام، شالی به لباس زنها اضافه شد که روی شانه می انداختند و گوشه ی آن را مانند روسری روی سر می کشیدند.

در دوره های مختلف، مهمترین تغییرات در شکل کلاهها و دستارها پدید آمد. در عهد مغولها، از کلاههای ناقوسی شکل فلزی استفاده می شد و در زمان تیموریان شکل کلاهها اندکی تغییر یافت. با روی کار آمدن سلسله ی صفویه، قزلباش (کلاه) به صورت میله ای بلند درآمد که دستار به دور آن پیچیده می شد. در زمان شاه عباس شکل این کلاه نیز تغییر یافت و کلاه جدیدی جای آن را گرفت. این کلاه جدید از جلو و پشت، نوک تیز بود و حاشیه ی آن با پوست لبه دوزی می شد. به طور کلی می توان گفت که کلاه معمولی و دستار در همه ی دوره های نقاشی (مینیاتور) مورد استفاده قرار گرفته است. در بعضی از ادوار، جلوی دستارها را با شاخه های گل و یا پرهای رنگی تزئین می کردند و پارچه هایی که دستارها از آن ساخته می شد، خود نیز از تزئینات زیبایی برخوردار بود. در مینیاتور چهره ی افراد بیشتر در سنین جوانی ترسیم شده است که این چهره ها به آدمکهای بدون جنسیت شباهت دارند. اما در چهره های پیر این گونه بی جنسیتی وجود ندارد. در اغلب تصاویر آفتاب بهاری می درخشد. درختان میوه، غالباً مملو شکوفه و برگ است؛ اما گاهی هم با درختانی عاری از برگ روبرو می شویم. اسبها نیز غالباً از پهلو دیده می شوند و به ندرت می توان اسبی را از روبرو و یا پشت مشاهده کرد. هنرمندان در کنار نقاشی مینیاتور، طراحی به شیوه ی قلمگیری را نیز انجام می دادند و برای آن ارزش خاصی قائل بودند. این طرح ها را مجموعه ای از خطوط منحنی کوتاه و بلند، در نهایت ظرافت و زیبائی تشکیل می دهند که گاهی با استفاده از یک یا دو رنگ، همراه با رنگ طلائی، اثر به پایان می رسید. با نگاهی به این طرحها می بینیم که عنصر خط و حالت های مختلف آن، بر رنگ ترجیح دارد. قدیمی ترین این طرح ها که با قوانین نقاشی های مینیاتور منطبق است، به دوران مغول و تیموریان می رسد.

در طراحی این هنرمندان، خطوط، گویی می خواهند حرکت کنند، ظاهراً در جهت معینی می روند، چیزی را نشان می دهند، خم می شوند، بر می خیزند و یا گرد هم می آیند و در همه حال چشم در تعقیب آنهاست و نمی توانند از حرکت بازایستد. این خطوط گاهی به صورت مارپیچ در فضای بالا، ابر را القاء می کنند و گاه به صورت منحنی های کوتاه و بلند مطرح می شوند. این حرکت نه تنها در طراحی، بلکه در دیگر آثار هنری ما نیز به چشم می خورد. در اشعار عُرفای بزرگ نیز این حرکت دیده می شود . در اشعار مولوی در قصه ی طوطی و بازرگان، طوطی ، روح در قفس جسم زندانیست و در فراق هندوستان به سر می برد و یا در قصه ی نی، نی از نیستان دور شده است و از درد هجران می نالد و می خواهد به اصل خویشتن برگردد. یا در اشعار حافظ، جان را زندانی جسم می شمارد و آرزویش پرواز از قالب تن است و...

در نقوش کاشیکاریها هم شاهد این حرکت هستیم، در بیشتر آنها حرکت نقوش به سوی یک نقطه است و گاهی هم این موضوع در پیچش اسلیمی ها بیان شده است. بر این اساس ، در تمام آثار هنرمندان اهل نظر این حرکت وجود دارد که هر کدام به زبان خویش بیان کرده اند و هنرمند طراح هم برای آرامش درونی و راز و نیاز، این خطوط را بر روی کاغذ آورده است. در زمان کمال الدین بهزاد و شاگردانش ، به این شیوه توجه بیشتری شد و این توجه تا زمان صفویان ادامه داشت. اما هنرمندان دوره ی صفوی به طراحی قلم گیری رغبت بسیار نشان دادند. در ابتدا محمدی مصور بیش از هر هنرمند دیگری به این شیوه پرداخت. هنرمندان کارگاه شاه عباس نیز بیشتر کارهایشان به طراحی های تک ورقی اختصاص پیدا کرد. تا اینکه سبک "طراحی با قلم" به وسیله ی رضا عباسی – مهمترین نقاش مکتب اصفهان- به اوج کمال خود رسید و تا اواخر قرن یازده هجری به وسیله ی شاگردان رضا عباسی اشاعه یافت. موضوع این طرحها، معمولاًشکار و شکارچیان، حیوانات مختلف،پرندگان،اژدها،سیمرغ و اژدها،فرشتگان، دیوان ،دراویش،چوپانان همراه با گوسفندان خود،استاد و شاگرد،جوانان در حالتهای مختلف نشسته و ایستاده،زندگی روستایی و کشاورزی واتفاقات مهم تاریخی است و گاهی برای تزئینحاشیه ی اشعار و نوشته های کتب خطی نیز استفاده شده است.

روشهای مختلف طراحی مینیاتور

شیوه های نقاشی در ایران بسیار متنوع است. هر یک از استادان معروف ، تغییراتی در روش و شیوه هایی که قبل از خود متداول بوده، وارد نموده اند. این روشها را در طراحی می توان بطور کلی به سه دسته تقسیم کرد :

1- طراحی رنگی : در این طرحها ، در بعضی از قسمتها رنگ بکار رفته است. در این شیوه، از رنگ طلائی حتماً استفاده شده است. زمینه ی طرح به حال خود باقی می ماند قسمتهای مختصری که رنگی است، از رنگهای جسمی و روحی همراه با هم استفاده شده. ولی اکثر کار با خطوط قلم مو طراحی شده است. طرحهای رنگی بیشتر در دوره ی صفوی، در آثار رضا عباسی متداول گردید.

2- طراحی بدون رنگ: اینگونه طرحها بطوری که از نام آن مشخص است فقط با قلم مو و رنگ سیاه روی زمینه های روشن کار می شود. این روش در تمام دوران مینیاتور ایران وجود داشته است. گاهی هم به جای رنگ مشکی از رنگهای تیره مثل رنگ قهوه ای، قرمز و آبی استفاده شده است.

3- طراحی سفید قلم: طرحهایی که با قلم مو و رنگ سفید، روی کاغذ یا صفحه ی تیره رنگ کار شده باشد، طراحی سفید قلم نامیده می شود. در ابتدا این روش، بیشتر برای تزئین و طراحی روی جلد های روغنی که اکثراً سطح آنها مشکی بود، استفاده می شد. علاوه بر رنگ سفید، گاهی هم مختصر رنگ طلائی و یا رنگهای روشن دیگر، در اینگونه طراحی ها استفاده می شود.

هنر مینیاتور

به معنی عام، هر نقاشی به قطع کوچک است. کلمه از واژه لاتین می نیوم مشتق شده است، و آن کلمه برای رنگ آمیزی قرمز در قرون وسطی در نسخه های مذهب بکار رفته است. سه نوع عمده از مینیاتور را ممکن است نام برد: مینیاتورهای ایرانی و هندی که شامل تصویرها و تذهیب کاری نسخه های داستانها است، تذهیب های نسخه های اروپایی قرون وسطی، که در آنها شخصیت های مذهبی و رویدادهای دینی در رنگ های درخشان، طلا و نقره تصویر شده، و حتی گاه در چهارچوب یک خط اصلی قرار گرفته است، و سرانجام تصویرهای کوچک اروپایی و آمریکایی که با روغن نقاشی و یا با رنگ های آبی بر روی کاغذ، مقوای نازک، پوست گوساله، پوست مرغ، آهن، عاج یا میناکاری بر روی آهن تصویر یا حک شده است.

از مهم ترین استادان مینیاتور، هنس هولبین در آلمان، جان اسمارت ، نیکولاس هیلارد، سامیوئل کوپر، و ریچارد کاسوی در انگلستان، ژان و فرانسواکلوئه، جی. بی. جی آوگوستین، وژان آنوره فراگونار در فرانسه، شارل ویلسن پیل، ادوارد گرین مالبن ، و رابرت فیلد، در ایالات متحده.

مینیاتورسازی در ایران

چنانکه یاد شد، «مینیاتور» عبارت از هر تصویر یا شکلی که در مقیاس کوچک ساخته باشند . همین طور گفته اند که: مینیاتور (در نقاشی) عبارت از تصویر کوچکی است که در پرداختن آن ریزه کاری بکار رفته باشد و آن در حقیقت نوعی نقاشی است که خاص مشرق زمین (چین و ژاپن و بویژه ایران) است، که در آن قواعد علم مناظر و مرایا (نورشناسی) و کالبدشناسی رعایت نمی شود ، و رنگ آمیزی در آن جنبه تزیینی دارد، و جزئیات آن با ریزه کاری های خاص نشان داده می شود .

تاریخچه

وقتی که شاه اسماعیل در سال 916 ه ق./1510م. هرات را تسخیر کرد، بهزاد هنوز نقاش دربار هرات بود. شاه اسماعیل بهزاد و عده یی دیگر از نقاشان را با خود به تبریز برد. گفته اند که شاه مذکور آنقدر بهزاد را گرامی می داشت که او را به نصف مملکت خود معاوضه نمی کرد. این نقاش مشهور تا زمان پیری (سال 928 ه.ق. /1522م). به کار خود ادامه داد و ریاست کتابخانه سلطنتی را که در حقیقت فرهنگستان هنر یعنی نقاشی، خوشنویسی و صحافی بود بعهده داشت.

مینیاتوری بسیاری زیبا و جالب توجه که منظره جنگ شتران را نشان می دهد در تصرف دولت ایران است که می گویند بهزاد در سن 70 سالگی آنرا کشیده. اگرچه عده زیادی از صنعتگران به دربار صفوی در تبریز منتقل شدند، ولی بعضی از آنان در هرات ماندند و سبک مخصوص خود را ادامه دادند. بسیاری از مینیاتورهای عالی هرات پس از رفتن بهزاد ساخته شده این صنعتگران به ریزه کاری که از خصایص سبک تیموری است اهمیت بسیار می دادند. این توجه به جزئیات اشیاء مانند قالی، کف اطاق، لباس و تزئینات معماری نقاشیهای هرات را در میان بزرگترین مینیاتورهای ایران قرار می دهد و ثابت می کند که بهزاد تنها نقاشی بزرگ هرات نبود و رقبایی نیز داشته است. سبک جدیدی که در زمان سلطنت شاه طهماسب توسعه یافته به عقیده بسیاری مینیاتورسازی را به منتهی درجه ترقی رسانید. در اوایل پادشاهی او بهزاد در قید حیات بود. آقامیرک از شاگردان بهزاد و از دوستان نزدیک سلطان بود. یکی از شاگردان وی که سلطان محمد نام داشت به مقام نقاش باشی دربار رسید و پیشوای عده یی از نقاشان معروف گردید. سلطان محمد به شاه جوان درس نقاشی می داد. سه سال بعد از جلوس به تخت سلطنت یک نسخه شاهنامه برای شاه طهماسب تهیه گردید که 256 تصویر داشت. این کتاب در تصرف بارون ادوارد روتشیلد (15) در پاریس است. و نقاشی آن به سلطان محمد نسبت داده شده است. کارهای این استاد از حیث تنوع، رنگ آمیزی نقشه، ترکیب و نیز از نظر توجه مخصوص به ریزه کاری مشهور است. نقاشیهای زمان صفوی روی هم رفته از کارهای بسیار ریز عصر تیموری درشت تر می باشد. با وجود این در بعضی از مینیاتورهای صفوی بقدری دقت در نمودن لباس بعمل آمده که حتی نقشه پارچه بخوبی نمایانده شده. عمامه نخستین شاهان صفوی دور کلاهی پیچیده شده به طوری که نوک کلاه از وسط عمامه بیرون می آمد.

این قسم کلاه و عمامه مخصوص خاندان صفوی بود. نوک آن در اوایل همیشه قرمز رنگ بود، ولی بعد رنگهای دیگر نیز در مینیاتورها دیده شده و بسر گذاردن آنها متداول گردیده. تاریخ یک مینیاتور را می توان اغلب از شکل عمامه و لباس تعیین کرد. یکی از معروفترین مجموعه های نقاشی ایران نسخه مصور خمسه نظامی است که اکنون در موزه بریتانیاست. تصاویر این کتاب بوسیله نقاشان مشهور دربار برای شاه طهماسب. وقتی که در حدود بیست سالگی بود، تهیه گردیده . نام اشخاص ذیل زیر مینیاتورهای آن دیده می شود. آقامیرک، سلطان محمد، میرزاعلی، مولانا مظفرعلی و میرسیدعلی. این اشخاص مشهورترین نقاشان عصر خود بودند و در این یک جلد کتاب شاهکارهای هر پنج تن هنرمند جمع آوری شده. چهارده تابلو نقاشی اصلی آن کتاب بوسیله لارنس بینیون (Binyon Lawrence) چاپ رنگی شده و انتشار یافته است. علاوه بر این ها، 396 ورق این کتاب دارای حاشیه تزیین شده بسیار اعلی از طلا می باشد که نقش آن اشکال حیوانات و گل و غیره است. در میان گروه استادان فنی، میرسید علی مقامی بلند دارد، چه وی در تجسم مناظر زندگانی طبیعی و زندگی دهقانی یدی طولی داشته. حیوانات را شبیه به اصل کشیده، چادر را به طرزی زیبا تزیین نموده و هنرمندی صنعتگر حقیقی در اشکال گل و پرنده و اشیای دقیق دیگر مشهود است. همایون پادشاه هند پس از شکست خوردن از افغان به دربار شاه طهماسب گریخت و شاه ایران از او پذیرایی مجلل کرد. او چند سال در دربار شاه طهماسب اقامت نمود و به هنگام بازگشت به محل حکمرانی خود، میرسید علی را که در تبریز با او آشنا شده بود و نیز عبدالصمد شیرازی را با خود برد. این دو هنرمند که در خدمت همایون به هند رفتند، مؤسس سبک مخصوص هنر مغول در شمال هندوستان شدند. بوسیله نقاشی های آنان، سبک جدید از ترکیب عناصر نقاشی ایرانی و مناظر و تصاویر هندوستان ایجاد گردید. تصاویر زمان شاه طهماسب معمولا مناظری از شاهکاری های ادبی قدیم ایران است، مانند شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، اشعار سعدی، حافظ و یوسف و زلیخای جامی. علاوه بر مصور ساختن کتب، تصاویر و نقاشی های جداگانه نیز کشیده می شد. بسیاری از اینها تصویر جوانان خوش اندام است که جامه یی زیبا در بردارند و بعضی از آنها ممکن است تصویر خود شاه طهماسب باشد. از کارهای دیگری که در این زمان به درجه عالی رسید، تزیین حاشیه صفحات کتب بود. در این حاشیه ها درخت، گل و حیوانات به رنگ طلا و نقره در زمینه رنگی کشیده شده و معمولا جداگانه ساخته و تهیه می شد و بعدا به صفحه های کتاب متصل می گردید. در اواخر سلطنت شاه طهماسب نقاشی بنام استاد محمدی شهرت یافت. می گویند که او پسر و شاگرد سلطان محمد بود. علاوه بر نقاشی هایی که وی کشیده، سبکی جدید و زیبا در نقاشی رنگی بوجود آورده است. از سوی دیگر، به سبب ظرافتی که وی در تصویرسازی انسان و جانوران بکار برده، شهرت دارد. در زمان شاه طهماسب سبک مهمی در نقاشی در بخارا ایجاد شد و به درجه عالی رسید. از هنرمندان مشهوری که در این شهر مشغول بودند، شیخ زاده و محمود مذهب مشهور هستند. می گویند شیخ زاده شاگرد بهزاد بود و مینیاتورهای بخارا به سبک کارهای استاد بزرگ مذکور است و آن برای رنگهای روشن مخصوصا رنگ قرمز روشن که در بسیاری مشهود است، معروف می باشد. عمامه هایی که در نقاشی های بخارا دیده می شود وصفی مخصوص دارند و دور کلاه مخروطی شکلی پیچیده شده اند که نوک آن از وسط عمامه بیرون است. شاه عباس معروف به «کبیر» از بزرگترین حامیان و مشوقان این صنعت بود، و خود نیز نقاشی می کرد. در تاریخ های زمان او اسم عده زیادی از نقاشان و خوش نویسان ذکر شده، ولی بسیاری از آنان مشهور نیستند. هنر مینیاتورسازی که در زمان شاه طهماسب به منتهی درجه ترقی خود رسیده بود، در این موقع رو به انحطاط رفت. هنرمندان عصر شاه عباسی وقت خود را به نسخه برداشتن از کتب صرف می کردند. از کتبی که در این عهد مکرر مصور و با مینیاتور تزیین می شده شاهنامه فردوسی است. تصویر اشخاص و نقاشی هایی از زندگانی روزانه و معمولی این زمان مرسوم گردید. تأثیر هنر اروپا در این دوره نیز مشهود می گردد. سعی شده که به جای سبک تزیینی مینیاتورهای نخستین، مناظر طبیعی و تصویر اشخاص و دورنما کشیده شود. روی هم رفته رنگ آمیزی این زمان با اینکه نوع تازه یی از رنگ های پرتقالی و بنفش بکار برده شده به خوبی دوره قبل نیست. وضع لباس در زمان شاه عباس تغییر می کند.

تصاویری که از بانوان این عصر کشیده شده آنان را معمولا با شالی نشان می دهد که روی سر کشیده اند. جامه هایی که همواره در مینیاتورها دیده می شود، قبایی بلند است که تا روی زمین می رسد، ولی در زمان شاه عباس کمرچینی که تا بالای زانو می رسید و روی آن کمربند می بستند، بعضی اوقات در مینیاتورها جای قبا را گرفته. لباس مردم معمولی و بازاری این زمان در بعضی مینیاتورها دیده می شود. از میان صنعتگران این دوره مشهورتر از همه رضای عباسی است. اگر چه او مینیاتورساز نیز بود، ولی بیشتر به جهت نقاشی رنگی معروف است. در این فن وی مؤسس سبکی مخصوص است و دست او در ترسیم خطوط منحنی بسیار قوی است. این خطوط با خطوط دیگر توأم شده و مخصوصا موی سر و ریش خوب نمایش داده شده است. موضوع هایی که کشیده اغلب تصاویر زوار دراویش و جوانان را نشان می دهد. سبک او بعد از وی مورد تقلید دیگران واقع گردید و بسیاری از صنعتگران به شیوه او نقاشی می کردند. یکی از پیروان معروف وی شفیع عباسی پسر اوست که در زمان شاه عباس دوم می زیسته است. باید دانست که در این ایام انحطاط شروع شده و صنعت نقاشی روی به انحطاط نهاده است.

«جايگاه زن شرقي در مينياتور»

بنا بر اعتقادات ديني، خداوند به مادران به خاطر تولد فرزندشان وعده بهشت مي‌دهد. ذات باري‌تعالي بر مبناي اين اعتقاد پاك در زمان متولد شدن فرزند، بذر عشق و محبت را در دل مادران مي‌كارد. محبتي كه با وجود تمام مشكلات و سختي‌هاي بارداري، مادران با اشتياقي وصف‌ناپذير حاضر به تحمل تمام اين دردها هستند، و اين همان نهايت يك عشق بي‌منت مادرانه است و به راستي محبت مادرانه در كلام نمي‌گنجد، به همين جهت است كه مادران به نحوي باشكوه و فرشته خصال در مينياتور به تصوير كشيده مي‌شوند.

«درباره استاد فرشچيان»

«محمود فرشچيان» از چهره‌هاي برجسته هنر مينياتور است. وي در سال 1308 شمسي در اصفهان ديده به جهان گشود. پدرش حاج غلامرضا فرشچيان از تجار فرش بود و در كار هنر قالي بافي دست داشت. اين زمينه مساعد براي پرورش ذوق و شوق او در راه آشنايي با هنر مؤثر افتاد. از سال‌هاي پيش از مدرسه از روي نقش‌هاي قالي طرح مي‌زد. تا به تدريج دستش در كار نقش‌پردازي روان شد. فرشچيان در طي تحصيلات مقدماتي در محضر استاد ميرزا آقا امامي هنرمند چيره‌دست و پرآوازه اصفهاني به آموختن نقاشي پرداخت. او از فعاليت هنري خود احساس رضايت و شادماني داشت. سال 1329 فرشچيان به كسب ديپلم عالي نائل آمد. بدون ترديد وي در طراحي و شناخت و به كارگيري رنگ‌ها فوق‌العاده قدرتمند و قوي است. اين قدرت قلم و صلابت و استواري خطوط قلم‌گيري است كه از وي هنرمندي پرآوازه و مشهور ساخته است. از نظر محتوا و مضمون، آثار استاد با الهام از ادبيات عرفاني و باورهاي ديني و مذهبي ساخته و پرداخته شده‌اند. سخن آخر اينكه امروز استاد فرشچيان از پس نزديك به پنجاه سال كسب هنر و مهارت در كار نقاشي و خلق نقش‌هاي دلنشين و چشم‌نواز، هنرمندي است كه به جرئت مي‌توان او را صاحب سبك جديدي در نقاشي ايراني (مينياتور) دانست.

مینیاتور در چین

مينياتور، هنر ظريف نقاشي است كه به جز ايران مشابه آن را در ژاپن و خاور دور و چين نيز مي توان مشاهده كرد. در مورد تاريخچه اين هنر برخي از پژوهشگران عقيده دارند:

شخصي به نام غياث الدين هنر مينياتور را از چين به ايران آورد و مينياتور چيني در ايران تكامل يافت و با گذراندن مراحل پيشرفت به تدريج از مينياتور چيني متمايز شد.

از بررسي هاي تاريخي چنين استنباط مي گردد كه هنرمندان مينياتورساز ايراني طراحي رنگ آميزي و مجسمه سازي چيني را با ادراك و ذوق خاص خود تغيير داده و دگرگوني هائي در آن بوجود آورده اند. به هرحال، اگر چه واژه مينياتور در نگاه اول بيگانه مي نمايد اما شك نيست مينياتور با ابعاد كنوني هنري ايراني است كه مكتب هاي مختلف همانند مكتب عباسي (بغداد) مكتب مغول، مكتب هرات را گذرانده و با ظهور صفويه و انتقال مركز هنري ايران از هرات به تبريز در شيوه آن نيز تحول بوجود آمده است. با انتخاب اصفهان به پايتختي و حمايت همه جانبه اي كه از هنرمندان و نقاشان و نگارگران به عمل آمد نقاشان چيره دستي ظهور كردند كه شاهكارهاي آنان امروز زينت بخش موزه هاي جهان است در اين عصر به دليل گسترش ارتباط ايران با كشورهاي اروپائي و آسيائي هنر ايران به كشورهاي بيگانه معرفي شد و دوران صفويه آغاز فصل تازه اي در تاريخ مينياتور ايران به حساب آمد در زمان صفويه هنرمنداني همچون رضا عباسي، محمد زمان نگارگر، محمد قاسم مشهور به سراجاي نقاش و محمد يوسف مصّور كه با خلق آثار بي بديل و منحصر بفرد اين هنر را به نهايت اعتلاء رساندند. در دوران معاصر مينياتور ايراني جلوه درخشاني داشته و در طي صد صال اخير آثار ممتازي بوجود آمده كه بحث در باره جزئيات آن سخن را به درازا خواهد كشاند.

ساخت و ساز مينياتور : ابزار و وسائلي كه مورد لزوم يك هنرمند مينياتور ساز است در مقايسه با ساير هنرهاي ايراني مانند خاتم سازي و قلمزني و منبت كاري و ... بسيار محدود است.

ابزار يك مينياتوريست عبارتند از :

قلم مو: در قديم هنرمندان براي ساخت قلم مو از دم نرم سنجاب استفاده مي كردند.

بوم مينياتور: كه عبارت است از تخته، كاغذ، مقوا، فيبر، عاج، استخوان و ...

روغن: كه براي محافظت اثر از آن استفاده مي كنند.

رنگ: كه بيشتر مينياتورسازان از رنگهاي دست ساز خود استفاده مي كرده اند.

شـيوه هائي كه در ساخت مينياتور وجود دارند عبارتند از : مينياتور آبرنگ روحي- مينيـاتور سياه قلم رنگي- مينيـاتور سفيد قلم – مينيـاتورهاي زيرروغني. علاوه برآنكه در بنـاهاي تاريخي از اين هنر استفاده مي شد و هنرمندان بزرگ عصـر صفـويه كاخ هاي عالي قاپو و چهلستون و هشت بهشت و ... را با اين هنر تزئين كردند صدها اثر كه شامل : جلدهاي آلبوم، تصاوير كتابها، قاب آينه ها و امثال آنها مي باشند در موزه هاي ايران و خارج از كشور در معرض تماشاي هنردوستان و علاقمندان مي باشند.

 

+ نوشته شده توسط ..... در 89/01/26 و ساعت 18:11 |


Powered By
BLOGFA.COM